

تیمچه مظفریه تبریز
تیمچه مظفریه از مهمترین مراکز تجارت فرش و قالی در استان آذربایجان شرقی به شمار میرود و نفیسترین و زیباترین فرش های دستباف تبریز را در خود جای داده است. البته در این قسمت از بازار، حجرهدارها به غیر از خرید و فروش قالی به کار طراحی و مرمت انواع فرشها و تابلوفرشها نیز مشغولاند. خوب است این را هم بدانید که هیچ فرش ماشینی به هیچ طریقی به تیمچه مظفریه راه ندارد. در عزاداری ماه محرم تمامی دکانهای این تیمچه تعطیل است و کاسبان به عزاداری میپردازند؛ اگر دکانی هم باز باشد به احتمال زیاد آن روز نذری میدهد. تیمچه مظفریه یکی از مکانهای مهم برای برپایی عزاداری ماه محرم به شمار میرود.
تیمچه مظفریه در دو طبقه ساخته شده است و 26 حجره دارد، 13 حجره در پایین و 13 حجره در بالا. زمانی که وارد تیمچه مظفریه میشوید دو در بزرگ در دو طرف، شما را به سمت تالاری با سقفی بلند و چند گنبد پنجرهدار کوچک هدایت میکند. دورتادور تیمچه نیز با پنجرههایی سفید و رنگی احاطه شده و در جایجای آن هم تزیینات مختلفی به چشم میخورد که جلوه زیبایی به آن داده است. جالب است بدانید شکل و شمایل تیمچه مظفریه امروز به همان شکلی است که در حدود 130 سال قبل و بعد از ساخت و تکمیل تزیینات وجود داشت. بعد از گذر از درهای ورودی، به راهروهایی در گوشوارههای تیمچه برخورد میکنید که امکان دسترسی شما به حجرههای بالا را میدهد. امروزه بیشتر کارهای رفوگری، طراحی و اصلاح فرشهای دستباف در دکانهای طبقه بالا انجام میشود اما در گذشته این حجرهها مکانی برای استراحت و اقامت تاجرهای فرشی بود که از راه دور به بازار تبریز میآمدند.
روایت مشهوری در مورد نام این تیمچه وجود دارد که اینجا آن را با هم مرور میکنیم. میدانیم که این تیمچه در زمان ولیعهدی مظفرالدین شاه قاجار و در دورانی که او این مدت را در تبریز میگذراند ساخته شد. روزی او پس از پایان کار ساخت تیمچه برای تماشای آن به بازار تبریز آمد. حاج شیخ جعفر قزوینی سازنده و بانی ساخت آن نیز مظفرالدینِ ولیعهد را همراهی میکرد. ولیعهد از بنای تیمچه بسیار خوشش آمد و کار ساخت آن را تحسین کرد. در قدیم رسم بر این بود که اگر شاه یا ولیعهد یا بزرگی از چیزی خوشش میآمد در پاسخ، آن ملک، کالا و … را به او تقدیم میکردند و او صاحب آن شی یا بنا میشد. در این میان تنها چیزی که دست سازنده را میگرفت مقداری تحسین و آفرین بود. اما شیخ قزوینی با زیرکی در جواب تحسینهای ولیعهد به او گفت که این بنا نامی نیکوتر از خودِ آن خواهد داشت. مظفرالدین پرسید چه نامی؟ شیخ جواب داد: مظفریه. ولیعهد این نام را پسندید و اینگونه حاج شیخ جعفر قزوینی توانست مِلکش را برای خود نگه دارد و از خطری بزرگ رهایی پیدا کند.


